|
به نام خدایی که به وجود می یاره و از وجود می بره
سلام ،سلام عشق من ایندفعه اومدم یه خبر بدم اما با اجازت یه سلام هم به دوستام بکنم چون
امروز روی صحبتم با دوستام هم خواهد بود ....سلام به همه دوستای گلم ....
بهم خبری رسیده که منو عازم سفر می کنه اما این سفر یه ذره با سفرای دیگه فرق می کنه ،فرقشم
در اینه که من نمیدونم برمی گردم یا نه ؟!یعنی راحت بگم همه چی برای برگشت من دست خداست ...
سفری نیست که من بتونم توش تصمیم گیری کنم ...
عشق من اگه اتفاقی راهت به این وبلاگ خورد و اینجارو دیدی به عکس بالای این پست توجه کن که
تموم حرفامو توش گفتم بهت ...هر چند همه کلمات در این وبلاگ حرف دل من برای تو هست ...
اما اگه بر نگشتم بدون کل حرفام تو اون عکسه بالای این پسته ...
دوستای گلم اومدم ازتون حلالیت بگیرم و از بابت تمام محبتایی که چه در قسمت نظرات و چه در یاهو
نسبت به من داشتید تشکر کنم ،واقعیتش نمی دونم برمی گردم از این سفر یا نه ؟!!!اما اگه تا ۱۰-۱۵
روز دیگه برنگشتم یه فاتحه برام بخونید و حلالم کنید اگه ازم بدی ای دیدید ...![]()
جا داره اینجا از یه نفر صمیمانه تشکر کنم ،مهندس بزرگی ،مدیر برتر سایت حرفه ای کامپیوتر
(www.pca.ir) بابت تموم کمک هایی که خالصانه در مورد وبلاگ و کامپیوتر به من داشتید
نهایت سپاس را دارم ،همون طور که قبلا هم گفتم زیبایی اینجا،مخصوصا کار پر زحمت نوشتن
حرفای من روی عکسا و تزیین اونها به این قشنگی را مدیون شما هستم و یک دنیا ازتون ممنونم .ارزوی
موفقیت روز افزون شما را در زندگی از خدای بزرگ خواستارم.
و اما عشق من ...
راستشو بخوام بگم از مرگ هراسی ندارم ،هراسم از اینه که حتی بعد از مرگمم متوجه اینجا نشی یا
نفهمی که یکی حتی بعد از جدایی ازت بهت وفادار بوده و دیونه وار،عاشقونه چشم انتظارت ...اونم
می سپارم به خدا ،چون تنها کسی هست که می تونه کمکم کنه ... اگه روزی گذرت اینجا افتاد، بدون
من تو زندگیم یه ارزو برات همیشه داشتم اونم این بوده که هر جا هستی ،با هرکی هستی سلامت و
خوشبخت باشی ،خوشبختی تو برام بزرگترین ارزو هست حتی اگه هیچ وقت مال من نشی...![]()
هنوزم دیونه وار عاشقتم با اینکه ممکنه اخر خط باشم ...![]()
این پستم همش شد مرگ و میر ،منو ببخشین اگه ناراحتتون کردم ،به هر حال مجبور بودم واقعیتارو بگم.
اما خوب می دونید دارم به چی فکر می کنم ؟![]()
دارم فکر می کنم اومدیم و خدا این بار منو نبرد،به
قول بچه ها جونه سالم به در بردم ،اون وقت فکر کن بیای با هزار ذوق توی وبلاگ ببینی همه فراموشت
کردن
تازه بهشونم که سر می زنی باید یه ساعت مشخصات بدی که شاید یادشون بیاد
ادم
بده فراموش بشه ها
پس لطفا فراموشم نکنید
امیدوارم از شوخی هام ناراحت نشین ،چون
دوست دارم همیشه دلاتون شاد باشه ولباتون خندون
ولی اگه۱۰-۱۵ روز دیگه برنگشتم یه فاتحه برام بخونید وحلالم کنید ![]()
از همه التماس دعا دارم ،منو از دعاهای خیرتون بی نصیب نذارید![]()
عشق من تو هم بدون چه زنده باشم چه نباشم ،دیونه وار عاشق توام
و بدون همیشه چشم
انتظارت می مونم تا اخرین نفس...![]()
به نام همون بالایی که تنها اون می دونه حال دلمو ...
سلام ،بازم یه تیتر دیگه ،یه حرف دیگه از دلم برای تو ،برای تویی که مدتهاست تنهام گذاشتی ولی دل
همچنان در حسرتته و منتظرت ...
می دونی من میدونم که ادم بدی هستم ،می دونم بد کردم اما تو خیلی خوب بودی ،کاش به خاطر
همه اون خوبیات بازم بهم فرصت می دادی ...اره من لایق تو نبودم اما کاش بهم وقت می دادی تا لایقت
شم ...تو بهم می گفتی من همه دنیاتم ،پس می تونم اینو بگم که کاش بهم فرصت می دادی ...!!!
اما خوب اگه بخوام واقعی نگاه کنم تو خیلی بهتر از من بودی ،لایقت خیلی بهتر از من ها بود ...
میدونی بعد رفتن تو من واقعیته عشقو فهمیدم ،قبلش خیال می کردم عاشقم اما بعد رفتنت تازه
معنای واقعی عشق بهم اثبات شد برای همینه که می خوام تا اخر عمرم چشم به راهت بشینم
حتی اگر ثانیه ای هم قسمت من نباشی تو این دنیای فانی،ترجیح میدم با چشمهای به انتظار نشسته
بمیرم تا ...می دونی چرا ؟چون چشمهایی که به انتظار تو هست ،حرمتش با هیچ چیز قابل قیاس
نیست...من حرمتشو با هیچ چیز عوض نمی کنم ...
دلم می خواد برم یه جا دور از همه ،یه جا که من باشم و عشق تو و خدایی که مارو افریده ...
رو کنم به خدا ،داد بزنم بگم من اون بنده ای هستم که از نفس تو افریده شده ،بگم من همون ادمی
هستم که عاشق یکی از فرشته های روی زمینتم ....هر چند شاید تو مارو قسمت هم نذاشتی ...
شایدم .....ولی بهر دلیل اینو می دونم اگه تو می خواستی ما مال هم بودیم ،می تونستی مارو نیمه
هم قرار بدی .... حالا قرار ندادی ....باشه ...اما من از از روح توام ،از نفس تو در من دمیده شده...
پس به همون قسم ،که شاید اونو از من دور کردی اما عشقشو هیچ وقت نمی تونی ازم بگیری...
اره .... نمی تونی ... میخوام اینو داد بزنم که تو ،زمین،اسمون و ....همه بشنون ،روز قیامت هم همینو
فریاد خواهم زد....به همون بزرگیت ....قسم ...
این حرفارو دوست دارم داد بزنم برای تویی که افریدی منو ....و دوست دارم باز فریادی دیگه براورم و
بگم عشق من تا اخرعمرم دیوانه وار عاشقت می مونم ...
تا همه مردم همه افریده های تو که خدای بالا سرم هستی بشنون...
حتی اونایی که شنیدن را تجربه نکردن با این فریاد من تجربه کنن ...
می خوام حتی دیوار ها هم بشنون .... همه و همه...
....
عشق من دیوانه وار عاشقتم
![]()
به نام خدای شاهد
سلامی دوباره ،امروز اومدم که از یه نفر با تموم وجودم تشکر کنم ،کاش بودی که باهم تشکر می کردیم!
اما خوب ...
می دونی کی این وبلاگ را خوشگل کرده؟کی مثل یه برادر حمایتم کرده ؟واقعا مثل یه برادر خوب با توجه
به اینکه وقتش خیلی پر بود تو هم مراحل ویرایش قالب وبلاگ منو همراهی کرده ...؟ هر چند می شه
گفت تمام قشنگی که در این وبلاگ می بینی کار ایشونه ...
می دونی کی رو می گم ؟بذار دقیق بهت ادرس بدم که اگه روزی اینجارو پیدا کردی و دیدی هنوزم
دلت هوامو داره ،بدونی کی برادرانه کمکم کرده ،این فرشته مهربون کسی نیست جز مهندس بزرگی
یکی از مدیران برتر انجمن حرفه ای کامپیوتر (www.pca.ir) .
اقای بزرگی عزیز یک دنیا بابت این همه کمک و محبتی که به من کردین سپاسگزارم و از ته دلم از خدای
بزرگ خواستار سلامتی و موفقیت روز افزون شما در تمام مراحل زندگی هستم .
و اما عشق من ،برای تو که همیشه عزیزترینم خواهی بود ...
ای قبله من خاکه در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای تو هوای هر نفس
عشق تو می ورزمو بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
در خود رها گشتن خوشست
در تو پناه گشتن خوشست
.
.
.
کاش روزی برگردی و بدونی من هنوزم دیوانه وار عاشقتم و چشم انتظار ![]()

تا حالا شده از خواب پاشی و الکی خوشحال باشی ،امروز من اینطوریم !نمی دونم چرا الکی خوشحالم
.امروز حسابی کار داشتم اما با اجازت هیچ کاری نکردم و از صبح تا حالا دارم تو اتاقم ولگردی می کنم![]()
از صبح که پاشدم دارم این شعر قمیشی که اخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه ....بلند بلند با صدای
داد می خونم ،احتمالا دیونه شدم اما خوب دیونگی هم جزوی از عاشقیه
عجب توجیهی کردم![]()
یادته یه بار تولدت صبح زود پای تلفن برات این شعر رو بلند بلند می خوندم تو هم هی می گفتی :
عسل بانو ارومتر همرو از خواب بیدار کردی ،منم گفتم اشکال نداره تولد عشقمه،بذار همه بفهمن...
بعد هم ،هم خوابگاهیم گفت همه که چه عرض کنم ،همه دنیا فهمیدن
بعد باهم خندیدیم...
به همون خدا حاظرم تموم جون و هستیمو بدم فقط یه دفعه دیگه اون صدای قشنگ خندهاتو بشنوم.
خلاصه جونم برات بگه که :
می یای از دورترین نقطه ایمان من
اونجا که لحظه ها پر شدن از یاسمن
می یای از سکوت شهر پر از ستاره
می کشی دستامو روی موهات دوباره
می بری با خودت تا اوج بینهایت
اونجایی که تو چشمات موج می زنه نجابت
اخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه
تو کتابای قصه کسی که ما نمی شه ،کسی که ما نمی شه
وقتی که به جز عشق چیزی نمی شه که دید
غیر از گلهای بوسه چیزی نمی شه چشید
اونجا که اسمونشون رنگ طلایی داره
جای سیاهی شب،حباب ابی داره
ادما از محبت برای هم می میرن
تو سختی زندگی دست همو می گیرن
اخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه
تو کتابای قصه کسی که ما نمی شه
یعنی می شه روزی بیاد که در خونه قلبمو بزنی و بگی برگشتی برای همیشه ...![]()
تا اخرین نفس منتظر یه همچین لحظه ای می مونم ،حتی اگه لازم باشه برای اون لحظه تمام عمرم تنها
بمونم ،می مونم و به چشم انتظاری تو می شینم
قسم می خورم ،اخلاقمو که یادته ...
قسم نمی خورم اما اگه قسم بخورم ،سرم بره قسمم نمی ره ![]()
دیوانه وار عاشقتم
![]()
میدونی امروز به جز من یکی دیگه هم یادت کرد ،می دونی کی رو میگم ؟همونی که تو پی ام ها
همیشه گل میفرستاد...اره ...حدست درسته ،امروز تو سالن کنفرانس دیدمش،بعد کنفرانس ازم
خواست جواب چند تا سوالشو بدم،همین طور که داشتیم قدم میزدیم تو سالن بهم گفت :من تقریبا
همه زندگیتو می دونم اینم می دونم که اگه من جای تو بودم با توجه به این همه مشکلاتی که در
زندگیت داری حالا چه از لحاظ عشقی و چه از لحاظ های دیگه ،تا حالا صد تا کفن پوسونده بودم ،چه
جوری می تونی بگی و بخندی ؟!!!!گفتم سوالت همین بود ،گفت :یکیش اره ...گفتم :اکی...بذار بگم
چرا می خندم ،یه ضرب المثال قدیمی هست که می گه : اون که گریه می کنه ،یه درد داره ولی اونی که
می خنده هزارو یه درد داره ...یه نگاه بهم کرد ،حس کردم حرفمو فهمید .بعد بهش گفتم حالا من یه
سوال کنم ،گفتم بهترین کسایی را که در اطرافت دوست داری رو در نظر بگیر ،گفت خوب ،گفتم از
ناراحتی تو ناراحت میشن؟گفت اره منم ار ناراحتی اونا ناراحت می شم ،گفتم خوب،منم همین طور .
می دونم اگه بخوام غم و غصه هامو تو چهرم نشون بدم یا با دوستام شریک شم ،ناخوداگاه اونهارو هم
ناراحت کردم و این رسم دوستی نیست ...برای همین تصمیم گرفتم غمامو ،مشکلاتمو برای خودم ،برای
دلم نگه دارم و به جاش شادی و خوشحالی رو به بقیه هدیه بدم ،فکر می کنم این طوری بهتره ...
گفت :همین کارارو میکنی که بعد رفتن اون ،با توجه به قلب سالمت سکته کردی و تا اخر عمرت مجبوری
با درد قلبت بسازی !گفتم من اگه سکته کردم بابت رفتن عشقم از کنارم بود نه برای مشکلاتم و غم
و غصه هام ،این دو قضیه جداست ...خندید و گفت اره ولی اینم می دونم که تو هیچ وقت از جواب وا
نمی مونی ....نمی دونستم بخندم یا گریه کنم !!!
من تمنا کردم که تو با من باشی
تو یه من گفتی .................هرگز....هرگز
پاسخی سخت و درشت
ومرا غصه این هرگز کشت.
دیوانه وار عاشقتم
![]()
سلام به تو که عشقمی ، به تو که لحظه مرگ امید نمردنم بودی...
یه سلام هم ایندفعه دارم به همه دوستای گلم ،معذرت می خوام اگه این مدت نبودم یا بهتون سر
نزدم ...راستش تازه دیروز اومدم خونه و وقتی هم اومدم با این وبلاگ داشتم سروکله میزدم تا بالاخره
تونستم امروز اپ کنم
این مدت هم که نبودم داشتم تو بیمارستان با جناب عزراییل کل کل می کردم
،اینم با من بازیش گرفته ،هی چند روز یکبار یاد من می افته که یه ذره سربه سرم بذاره ،غافل از اون که
من ازاون پروترم ![]()
خدایا من ازت خواهش کردم یا عشقمو بهم برگردونی یا منو از این دنیا ببری ،دیگه نگفتم هر چندوقت
یکبار این عزراییل خان را بفرستی باهام بازی کنه!
هم بازی که نخواستم ![]()
بنده پررویی شدم نه؟
معذرت ،بازم می گم راضی ام به رضای تو ...![]()
دوستای گلم از محبت هایی که به من داشتین ،حال چه در قسمت نظرات و چه در ایمیل و مسنجر،
یه دنیا سپاسگزارم ،امیدوارم لایق این همه محبت باشم ![]()
و اما عشق خودم ،که نمیدونم کجاست ؟!اما امیدوارم روزی این وبلاگ را ببینه .....
میدونی حتی زمانی که بین این دنیا و اون دنیا بودم ،بازم فقط دنبال تو بودم ،خیلی ها میگن کما یعنی
مرگ ،برای من مرگ نبود اما هرچی بود ،فقط تو بودی و من ....تو یه جای سرسبز
می گم ادمایی که تو کما هستن ،بیهوشن و .... برای من اینطور نبود ،من همه را می فهمیدم ،اونا
منو نمی فهمیدن! ....ولی خوب هرچی بود گذشت ...مهمش این بود که تو مال من بودی اونجا ،کنارم
بودی ...با تموم وجودم حست می کردم ،دلم نمی خواست از اون جا بیام بیرون ...نمی خواستم دوباره
گرمای دستاتو ،اون نگاه مهربونتو از دست بدم ...اما حیف ....که باز منو خدا به این دنیای ... برگردوند ،
دوباره شد همون زمان ...همون ۳ سالی که از جداییمون گذشته ...بازم شدم همون عاشق سرگردون
و چشم به راه ....
کجایی ؟!!!!! بی تو تنها ارزوم تموم شدن نفسامه ،یه دم بدون بازدم (الهی ،امین)
هنوزم اسمت عزیزه واسه این همیشه تنها
قصه بودونبودت میشه راهی واسه فردا
دیونه وار عاشقتم
![]()