سال جدید هم اومد و من لحظه سال تحویل تو هواپیما به سمت فرانسه بودم ،احتمالا اگه بخوام
حرفای قدیمی ها رو قبول کنم باید تا اخر سال تو پرواز باشم
در سال جدید زندگی من داره
تغییرات زیادی می کنه که امیدوارم به خیر بگذره
تنها چیزی که در من تغییر نکرده و می دونم
هیچ وقتم تغییر نمی کنه عشقی که از تو در قلبم داره،تویی که سالها ساله منو فراموش کرده ای
و من تو این سالها لحظه ای بدونه یاد و عشق تو نبودم و نخواهم بود...
توي سكوي كنار پنجره همه شب جاي منه
چند ورق كاغذ و يك دونه قلم هميشه يار منه
كاغذهاي خط خطي از كنار در باز پنجره
ميپرن توي كوچه
سر حال از اينكه آزاد شدن
نميدونن كه اسير دل سنگ باد شدن
ديگه بيداري شب عادتمه
همدم سكوت تنهايي من تيك تيك ساعتمه
تيك تيك ساعتمه
حالا من موندم و يك دونه ورق كه اونم از اسم تو سياه ميشه
همه چيم تو زندگي اخرش به پاي تو هدر ميشه
چشمونم فاصله رو از پنجره ديد ميزنه
دلم اسم تو رو فرياد ميزنه
دراي پنجره رو تا انتها باز ميكنم
تو خيالم با تو پرواز ميكنم

هنوزم دیوانه وار عاشقتم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:7 توسط عسل
|