|
مثل منگا دور خودم دارم هی می چرخم ...می دونی مشکل از کجا شروع شد ؟؟؟
از اونجایی که تو خودم شروع کردم به گشتن ،تا بلکه خودم را که از من ساخته شده پیدا کنم
اما...می دونی من فقط تو را پیدا کردم ،من از تو ساخته شده...تو به من معنا داده ای و چیزی
درون خودم جز تو نمی بینم ...
اگر بخوام واقع بین باشم تو در واقعیت خیلی وقته که وجود نداری ،پس چرا دست از سر این
قلب لعنتی من بر نمی داری ؟چرا از درونم بیرن نمی ری؟چرا من نمی تونم مثل تو باشم ؟
چرا ؟چرا؟چرا؟چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیگه مطمئنم که کاملا دیونه شده ام.
