تبليغاتX
دلکده - ستاره ها
دیشب داشتم با ستاره های اسمون دردودل می کردم ،می دونی یه جورایی بهشون غبطه میخوردم

اون بالا برای خودشون دارن شادی می کنن و به دور از هر غم و غصه ای هستن و رقص چشمک رو هر

شب تمرین می کنن ... اما من روی این کره خاکی ...

بگذریم... اما می دونی دیشب از یکی از این ستاره ها خواستم یکم با خدا در مورد من حرف بزنه ،هر

چی باشه اون ستاره هست ،به خدا نزدیک تره ،شاید خدا به حرفاش گوش کنه و دست رحمتشو رو

سر من هم بکشه ...یه کوچولو به التماسام گوش کنه ...

الهی ،امین

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:0  توسط عسل  |