تبليغاتX
دلکده - ...
بازم مثل همیشه پرنده ها می خونن...می خونن از دوریت...می خونن از بی وفاییت...

می خونن از چشم انتظاری ،با تموم حرف ها و حدیث ها ،اون ها هم مثل من چشم انتظارتن...

همه می گن باید فراموشت کنم اما هیچ کس نمی گه چه جوری باید فراموشت کنم ؟؟؟!!!!!!!!!

تویی که با ثانیه های قلبم اخت شدی ،تویی که هرجای دلمو نگاه می کنم از ان خودت کردی

تویی که شاید توی این چند سال حتی برای لحظه ای بهم فکر نکردی و من تو این چندسال

لحظه ای بدون تو نبودم.چرا باید اینطور باشه؟

خیلی وقتها دلم میخواد بیخیال و بدون فکر تو ،در باد پرواز کنم و دلمو...قلبمو...به باد هدیه کنم!

چشمهاي منتظر به پيچ جاده

دلهره هاي دل پاك و ساده

پنجره باز و غروب پاييز

نم نم بارون تو خيابون خيس

ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده

برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده

تو ذهن كوچه هاي آشنايي

پر شده از پاييز تن طلايي

تو نيستي و وجودم و گرفته

شاخه خشك پيچك طلايي

ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده

برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده

 

اینم یکی از شعرهای سیاوش قمیشی که برای تو حکم خدا رو داشت ،قبل اشنایی با تو ازش

خوشم نمی امد اما بعد تو ،تنها یادگاری شد که از تو برام موند ،حالا به حرمت تو فقط سیاوش

گوش می کنم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 20:25  توسط عسل  |